رمز را فراموش کرده اید؟

نمایش بلاگ های داستان

دو_کوزه
دو_کوزه در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه ا
  • دارای 5 لایک
نیکی ها به ما باز می گردند
نیکی ها به ما باز می گردند پسر به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند ... مادرش دعا می کرد که او سالم به خانه باز گر
  • دارای 9 لایک
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا بخواند
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کث
  • دارای 8 لایک
در جستجوی آرامش و رضایت درون
چند نفری که در جستجوی آرامش و رضایت درون بودند ، نزد یک استاد رفتند و از او پرسیدند: استاد شما همیشه یک لبخند روی لبت است و به نظر ما
  • دارای 25 لایک
ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ
‌ ﻭﻗﺘﻲ ﻧﺎﻧﻮﺍ ﺧﻤﯿﺮ ﻧﺎﻥ ﺳﻨﮕﮏ ﺭﺍ ﭘﻬﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﺭﻭﻥ ﺗﻨﻮﺭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻱ ﻛﻪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ؟! ﺧﻤ
  • دارای 9 لایک
دانشمندی در بیابان به چوپانی رسید و به او گفت :
 دانشمندی در بیابان به چوپانی رسید و به او گفت : چرا به جای تحصیل علم ، چوپانی می کنی ؟ چوپان در جواب گفت : آنچه خلاصه دانشه
  • دارای 10 لایک
ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺷﻴﻌﻪ ﻭ ﻭﻫﺎﺑﻰ:
ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺷﻴﻌﻪ ﻭ ﻭﻫﺎﺑﻰ: ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﻣﻨﺎﻇﺮﻩای ﺑﻴﻦ ﺷﻴﻌﻪ ﻭ ﻭﻫﺎﺑﻴﺖ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﺑﺸﻮﺩ. از ﻭﻫﺎﺑﻴﺖ ﺻﺪ ﻧﻔﺮ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮ
  • دارای 11 لایک
دزد کفش کی بوده؟؟؟؟!!!
دزد کفش کی بوده؟؟؟؟!!! علامه حلی که از بزر
  • دارای 9 لایک
عشق موسی مندلسون و دختر زیبا
  <a style="color: #000000;" title="انسان زشت و عجیب الخلقه،خواندنیهای دیدنی" href="http://www.beytoote.com/fun/visual/love-
کلمات کلیدی: ,,,,
  • دارای 7 لایک
نمایش بیشتر