رمز را فراموش کرده اید؟
  • یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین
    عشق و ازدواج چیست؟

    روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم : اما این کتاب خیلی با ارزش است،  تشکر کردم و در حالیکه خیلی ذوق داشتم تصمیم گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم.


    چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، نگاهی به آن انداختم و بنظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست و موقتا میتوانی آن را داشته باشی، من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم،


    در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت : حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به چیست؟ در عشق میکوشی تا تمام محبت و احساست را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش میکنی

     دکتر حسابی

    لینک
    • 13 نفر این مطلب را دوست داشتند.
    • لیلا  تصویر یافت نشد
      ۲۳, تیر, ۹۷ ساعت ۲۳:۰۲ . 1 نفر
    • سهند  تصویر یافت نشد
      ۲۴, تیر, ۹۷ ساعت ۰:۲۳ . 1 نفر
    • ***MANI بسیااااااااار عاااااااااااالی ...
      ۲۴, تیر, ۹۷ ساعت ۱۰:۳۷
  • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫ تصویری گذاشت برای امیررضا
    ۲۳, تیر, ۹۷

    عشق ،آتش هم هست ، اما آتشی سرد .
    با وجود این ، باید در این آتش سوخت

    زیرا این آتش تطهیر کننده است ؛
    این آتش فقط برای تطهیر کردن می سوزاند .

    ناخالصی ست که می سوزد
    و طلای خالص باقی می ماند!

    #اشو
  • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫ تصویری گذاشت برای امیررضا
    ۲۳, تیر, ۹۷

    ‍ ‍ تا تو بیایی
    کبوتر دل بی آب و دانه می میرد
    تا تو بیایی
    من کابوس آشیانه می بینم
    بالهایم را می بندم
    تا فراموش کنم پرواز را
    در بیکران عشقت،
    اما هزار شعر غمگین
    از دیدگانم می چکد
    دیگر نمی دانم چگونه تو را آرزو کنم
    چگونه فراموشت کنم...
    تو در من آسمانی شده ای
    پر از بارش نغمه های عاشقانه

    #فرزانه_سیفی
  • محمد تصویری گذاشت برای امیررضا
    ۲۳, تیر, ۹۷

    شب است و
    خاطره ای می خزد به بستر من
    تو نیستی و خیال تو را، به بر دارم

    برای آن که
    به شوق تو پا نَهَم در راه
    شب است و چشم شباویز با سحر دارم...


    حسین منزوی
  • ﺍﮔﺮ ﻫﻨﻮﺯ  ﺩﺭ ﺳﺮﺕ ﻫﺴﺖ
    ﭘﺲ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ

    ﺑﺨﺎﻃﺮﺵ .. ﺧﻄﺮ ﻛﻦ ..!


    پائولو_كوئيلو



    لینک
  • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫ تصویری گذاشت برای امیررضا
    ۲۲, تیر, ۹۷

    با زورق خیال
    از دریا عبور می کنم
    و مرور می کنم خاطراتمان را
    همانجاکه عاشقانه
    کنارساحل رؤیایی اش
    نشستیم و از عشق گفتیم...

    آن روز نترسیدم
    ازخاموشی فانوس احساست
    از ملال فراموشی...
    اما امروز...
    آن غروب رؤیایی
    آنقدر هوایش بی تو سنگین است
    که توان نفس کشیدنم نیست
    تو عشق را
    در مرداب بسته شنا کردی
    و دریا را از یاد بردی
    و ماهی معصوم پاکش را
    که اسیر صید عشق تو شد...

    دیگرهیچ پرنده ای
    در آسمان این ساحل
    عاشقانه پرواز نخواهدکرد
    • 32 نفر این مطلب را دوست داشتند.
    • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫ ســــــپاســـــــــگزار همـــــــــه شــــــــما خــــــــــــوبان....
       تصویر یافت نشد
      ۲۱, تیر, ۹۷ ساعت ۸:۲۱ . 1 نفر
    • محسن فریدی ستاره فیسـ نگاه پستهایتان همه زیبا هستند بانو
       تصویر یافت نشد
      ۲۱, تیر, ۹۷ ساعت ۲۱:۵۵
    • علی عالم  تصویر یافت نشد  تصویر یافت نشد
      با زورق خیال
      از دریا عبور می کنم
      و مرور می کنم خاطراتمان را
      همانجاکه عاشقانه
      کنارساحل رؤیایی اش
      نشستیم و از عشق گفتیم...
       تصویر یافت نشد  تصویر یافت نشد  تصویر یافت نشد
      ۲۷, تیر, ۹۷ ساعت ۲۰:۵۶


  • زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم
    زندگی نام نکوییست که خارش کردیم
    زندگی نیست بجز نم نم باران بهار
    زندگی نیست بجز دیدن یار
    زندگی نیست بجز عشق
    بجز حرف محبت به کسی
    ورنه هر خار و خسی
    زندگی کرده بسی
    زندگی تجربه تلخ فراوان دارد
    دو سه تا کوچه و پس کوچه و
    اندازه ی یک عمر بیابان دارد
    ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
    در این فرصت کم؟


    "سهراب سپهری"



    لینک