رمز را فراموش کرده اید؟
  • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫ تصویری گذاشت برای امیررضا
    ۲۹, بهمن, ۹۶

    در من بِدَمـــے
    مـن زنـده شوم

    یک جان چه بُوَد
    صد جانِ منــے

    #مولانا
    • 24 نفر این مطلب را دوست داشتند.
    • امیررضا fc521fc125
      ۲۹, بهمن, ۹۶ ساعت ۲۰:۴۱ . 1 نفر
    • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫  تصویر یافت نشد
      درود و سپاسگزارم از شما بزرگوار که در این مدت،پستهای بنده رو همراهی کردید...یک دنیا ممنونم...و همچنین سپاسگزارم از هدایای ارسالیتون...
      مانا باشید و برقرار...
       تصویر یافت نشد  تصویر یافت نشد
      20 ساعت پیش . 1 نفر
    • امیررضا سلام بانو آیسودای مهربان ،انجام وظیفه بود بانو کار خاصی نکردم امیدوارم بعد از این هم شاهد پست های خوب شما باشیم.fc521fc125fc521
      9 ساعت پیش
  • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫ تصویری گذاشت برای امیررضا
    ۲۹, بهمن, ۹۶

    با دوست وفا کن که ...
    وفا وام الستـــــــــ است
    ترسم که بمیــــری و ...
    در این وام بمانـــــــــــے

    #مولانا
  • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫ تصویری گذاشت برای امیررضا
    ۲۹, بهمن, ۹۶

    دل ترا در کوی اهل دل کشد

    تن ترا در حبس آب و گل کشد

    #مولانا
  • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫ تصویری گذاشت برای امیررضا
    ۲۹, بهمن, ۹۶

    ز عڪـــــــس رخ آن یار
    در این گلشن و گلـــــزار

    به هر سو مه و خورشید
    و ثریاستــــــــــــــ خدایا

    #مولانا
  • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫ تصویری گذاشت برای امیررضا
    ۲۹, بهمن, ۹۶

    سکوت سالهایم ریخت بال و پر ، کجا بودی؟!
    تب ِ تنهایی ام بالا گرفت از سر ، کجا بودی؟!

    به چشم ِ انتظارم ، لحظه های با تو گل می کرد
    ...و فصل ِ دوری ات را می شدم پرپر ، کجا بودی؟!

    چه شبهایی که از هجرانی ات آتش به جانم بود
    گواه روشن ام ، موی چو خاکستر ، کجا بودی؟!

    ترا گاهی به زابیرای سنگی خوف می دیدم
    ...و گاهی نیز در قصر ِ رجاء ، دیگر کجا بودی؟!

    زمینگیر آمدم زخم ِ جنون ِ روز ِ اوّل را
    صبور ِ آسمانی چشم ِ من ، آخر کجا بودی؟!

    گرفتار ِ به خود باز آمدن بودم ، چو برگشتن
    - به تو ، آه ای یقین ِ گم ، نگفتی: در کجا بودی؟!

    مرا می دیدی وُ من می شنیدم چشمهایت را
    نبودم بی تو وُ ، بی من نبودی ، هر کجا بودی....

    #گویا_فیروزکوهی
  • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫ تصویری گذاشت برای امیررضا
    ۲۹, بهمن, ۹۶

    چون لاله ای واژگون
    نگاهم به سمت
    زمین است
    بعد تو چشم ها به کارم نمی آیند.
  • ♫ܓ♥Ѧi$o∂Ѧ♥ܓ♫ تصویری گذاشت برای امیررضا
    ۲۹, بهمن, ۹۶

    چشم ها خسته شده
    ودگر پنجره از اینهمه حسرت که کشیدم شب وروز
    پشت قابش به همان راه که روزي مسیرت بوده
    به ستوه آمده است
    روزها تکراریست
    روز وشب تکراریست
    وچه سخت است که باور بکنی
    انتظارت عبث است
    واي عجب حسِ غریبیست که عقل
    میکند پیشنهاد بر دل من
    حسِ تلخیست
    شبیه درد است
    حس عاشق كُشِ بیهوده ي جنس دنیا
    حسِ تلخ فراموشی تو به گمانم که دگر نوبت آن است تو کاري بکنی
    کاري از جنس لطیف حرکاتت اي دوست
    من در آن روز قشنگ
    که دل خویش به دستت دادم گفتم این دل به امانت پیشت
    و تو لبخند زدي خندیدي
    به تو گفتم که امانت کدام است
    که پس میگیردتا ابد مال خودت
    تا زمانی که منو تو برویم پیش خدا
    در گلستان بهشت
    روز زیبایی بودراستی گمشده ي من
    مرا پیدا کن
    بعد تو گمشده ام
    وخودم عاجزم از یافتنم در این شهر
    وسط کوچه و پس کوچه زیباي پُر از خاطره ات گُم شدم
    تو مرا پيدا كن مثل آنروز که گفتی که پیدا کردم
    آنکسی را که من از دیدن او زنده شوم
    یا که نه زنده بمانم که ببینم او را
    یاد سهراب بخیر
    گفت سهراب نفس میگیرد
    در هوایی که نفسهاي تو نیست
    ولی اي کاش که میدید نفس نیست مرا
    که بگیرد بدون تو در این شهر غریب
    نفسم بودي تو
    شهرم اینجاست ولی تنهایم
    خانه اینجاست ولی غوغایم
    من هنوز مجنونم
    رفته اي لیلایم
    بی تو قطره گشتم
    گرچه من دریایم
    روزهایم بی تو
    گشته چون شبهایم
    ازازل معشوقي
    اي گل زيبايم
    تا ابد من عاشق
    تا ابد شیدایم
    بس کن اي شعر دگر قصه نگو
    چه کسی میخواند
    شعرهاي دل تو
    چه کسی میداند
    غصه هاي دل من
    قصه هاي دل تو...

    #ناصرپروانی